هیئت انصارالحسین (ع) کاشمر |
جُنادَةِ بن اَبی اُمَیه پس از مسموم شدن امام حسن علیه السلام به حضور آن حضرت رسید. پس از احوال پرسی، به امام علیه السلام عرض کرد: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم مرا موعظه کن. امام حسن مجتبی علیه السلام مطالب بسیار مهمّی بیان کردند و از جمله فرمودند: ای جُناده خود را برای سفری که در پیش داری پیش از فرا رسیدن اجل مهیا کن. بدان تو همواره دنیا را طلب می کنی و مرگ هم تو را طلب می کند. اندوه روزی را که هنوز نرسیده است بر روزی که در آن هستی بار مکن... بدان در مال حلال دنیا حساب و در حرام آن کیفر و عقاب و در اموال شبهه ناک عتاب هست... برای دنیای خود به گونه ای تلاش کن که گویی همیشه در آن باقی خواهی ماند و برای آخرت به گونه ای کار کن که گویی همین فردا خواهی مُرد. اگر طالب عزّت بی عِدّه وعُدّه و هیبت بی مُلک و سلطنت هستی از خواری و ذلّت گناه و نافرمانی خدا پرهیز کن و به اطاعت از فرمان او خود را ملزم ساز.
برچسبها:
.... فریاد وا حسینا پر شد در آن حوالی طفلان به گریه گفتند جای رقیه خالی موضوعات مرتبط: نوا و نما، ، برچسبها: عزاداری اربعین حسینی خیابان گلستان، گلستان18، پلاک 15، منزل آقای یوسف زاده میعاد: شنبه 22 آذر ماه ساعت 20 برچسبها: روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه نیزه ها تا جگرش رفت ولی قولش نه این چه خورشید غریبی است که با حال نزار پای نعش قمرش رفت ولی قولش نه شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار دست غم بر کمرش رفت ولی قولش نه هر کجا می نگری نام حسین است حسین ای دمش گرم سرش رفت ولی قولش نه
برچسبها:
کربلا کعبه عشقه کربلا قلب زمینه آرزومون دیدن اون گلدسته های نازنینه ..... کربلا قشنگ ترین شهر خداست ما که ندیدم فقط شنیدیم حسرت کشیدیم برچسبها: هشتم ماه صفر يك هزار و سيصد و نود نهمين سالگرد وفات جناب سلمان فارسي-سلمان محمدي - صحابي بزرگ پيامبر گرامي اسلام تسلیت باد. تاريخ وفات سلمان (رض) درباره ي تاريخ وفات سلمان فارسي ميان مورخان اختلاف نظر است وفات آن جناب را بعضي در آخر خلافت عمر و بعضي در خلافت عثمان سال35 هجري دانسته اند، ولي سال 35 هجري به عنوان تاريخ وفات سلمان مورد اتفاق اكثر مورخين مشهور و معروف است و مي توان نتيجه گرفت كه وفات سلمان در زمان خلافت عمر قابل پذيرش نيست. نويسنده وقايع الشهور هم وفات سلمان را هشتم صفر سال 35 هجري شمرده و در اين صورت پس از گذشت 55 روز از خلافت امام علي (ع) در حالي كه آن حضرت هنوز در مدينه اقامت داشته وفات سلمان صورت گرفته و كار تجهيز-نماز و كفن و دفن-سلمان را در مدائن انجام داده اند. هنگامي كه بيماري سلمان همچنان شدت يافت زاذان خادم سلمان مي گويد:من براي مرگ سلمان نگران بودم وقتي آثار مرگ در او نمودار شد گفتم:چه كسي بايد تو را غسل دهد سلمان پاسخ داد:همان كسي كه رسول خدا(ص) را غسل داد.گفتم تو در مدائن هستي و او در مدينه به سر مي برد جابربن عبدالله انصاري مي گويد:امير مومنان (ع) نماز جماعت صبح را براي ما خواند ،سپس روي خود را به طرف ما برگردانيد و فرمود:اي مردم ‘ خداوند شما را در مرگ برادر خود سلمان پاداش دهد، آنگاه عمامه رسول خدا(ص) را به سر، پيراهن بلند آن حضرت را روي لباس پوشيده ،شمشير و عصا همراه برداشت،و بر شتر ((غضباء)) سوار شد و از مدينه بيرون رفت. زاذان خادم سلمان مي گويد:همانطور كه قبلا سلمان به من گفته بود ،وقتي چانه ي سلمان را بستم صداي سقوط چيزي را شنيدم ، پشت در خانه رفتم، ديدم اميرالمومنين علي (ع) است،وارد شد و فرمود اي زاذان سلمان از دنيا رفت؟ گفتم آري مولاي من آنگاه امير المومنين (ع) غسل و كفن سلمان را انجام داد ،نماز بر بدن او خواند و جسد او را به خاك سپرد.
(بحارالانوار ج 22صفحه 373) موضوعات مرتبط: مناسبت ها، ، برچسبها: مدرس مردی از سلاله پاکان و مبارزی وارسته و نستوه در عصر ظلمت و استبداد ، بزرگمردی که اندیشه و عملش پرده زمان و مکان را دریده و از حصر زمان فراتر رفته و مرد روزگاران نام گرفته است . رادمردی که زینت و زیبایی دنیا را با همه گستردگی اش به چشم حقارت نگریست، انسانی که به عنوان شاخص ترین نماینده مجلس پس از انقلاب مشروطه در مدت پنج دوره حضور در مجلس توانست نقشی گرانقدر ایفا کند . و با درخشش کم نظیرش اسوه مجاهدان خلف شد . او در صحنه فعالیت سیاسی از هوشیاری و زیرکی خاصی برخوردار بود به همین جهت بود که هیچگاه فریب مکرهای مکاران را نخـورد . آن قدر در راه آزادی ، عدالت اجتماعی و اجرای احکام اسلامی پافشاری کند که به حبس افتد و زهر شهادت نوشد و در حال عبادت جان سپرد . او مانند هر آزاده ای مرگ تن را بر مرگ شخصیت ترجیح داد از این رو یادش همیشه زنده و ارزنده تاریخ است . او یادگار و سمبل روزهای پر شور و هیجان مشروطه بود ، یادگاری از روزهای اوج و قرب و احترام و منزلت مجلس شورای ملی بود . اين نوشتار اشاره اى كوتاه به زندگى ابرمردى است كه بيرق مبارزه را تنها در تنگنا به دوش كشيد و شجاعت تحسين برانگيزش چشم بدانديشان و زمامداران خودسر را خيره ساخت و بيگانگان را به تحير واداشت . اگر ما به ذكر نامش میپردازیم و خاطره اش را ارج مى نهيم بدان علت است كه وى پارسايى پايدار و بزرگوارى ثابت قدم بود كه لحظه اى با استبداد و استعمار سازش نكرد و در تمامى مدت عمرش ساده زيستى ، تواضع ، قناعت و به دور بودن از هرگونه رفاه طلبى را شيوه زندگى خويش ساخت و از طريق عبادت و دعا و راز و نياز با خدا، كمالات معنوى را كسب نمود.
***********************
آیت ا... مدرس بر حسب نسب نامه ای که آیت ا... مرعشی نجفی تنظیم نموده اند از سادات طباطبایی بوده و نسبشان پس از سی و یک پشت به امام حسن مجتبی (ع) می رسد . سید اسماعیل طباطبایی از مشهورترین این خاندان در منطقه زواره و اردستان به شمار می رفت با خدیجه دختری که از طایفه سید سالار زواره بود ، ازدواج کرد . ثمره این پیوند پاک ، کودکی بود که نامش « سید حسن » بود و در سال 1287 هجری قمری – 1249 شمسی در سرابه کچو از توابع اردستان استان اصفهان دیده به جهان گشود . سید اسماعیل او را از باب تربیت در سن شش سالگی به قمشه هجرت داد زیرا جد سید حسن ( میر عبد الباقی ) که از زهاد زمانه محسوب می شد در قمشه به تدریس مشغول بود . و پدر آرزو داشت که فرزندش چون خود او مراتب زهد و پاکدامنی و فضیلت و تقوی را نزد بزرگ خاندان فرا گیرد. او مقدمات فارسی و عربی را نزد جدش آموخت . و از همان ابتدا زندگی ساده و بی آلایشی داشت ، چهارده ساله بود که جدش وفات یافت و بر حسب توصیه ی او برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت و مدت 13 سال در حوزه علمیه اصفهان به فرا گرفتن علوم اسلامی مشغول بود و با پشتکاری تمام صرف و نحو و منطق و بیان را نزد استادانی از جمله مرحوم میرزا عبد العلی هرندی و در محضر آخوند ملا محمد کاشی کتاب شرح لمعه در فقه – حکمت و عرفان را نیز نزد میرزا جهانگیر خان قشقایی آموخت . بنا به گفته خودش در این مدت 13 سال از محضر بیش از 30 استاد بهره برد . بعد از آن جهت ادامه تحصیل به عتبات عالیات مهاجرت کرد و در نجف در مدرسه ای منسوب به صدر سکونت اختیار کرد و با حاج میرزا شیخ حسن علی اصفهانی هم حجره شد . او می گوید : در درس اکثر علمای آن دیار شرکت نموده ام ولی غالب تحصیلاتم در نجف نزد دو دانشمند پر آوازه ، آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و آخوند سید کاظم یزدی بود. از تبعید تا شهادت بالاخره 16 مهرماه 1307 پاسی از شب گذشته بود . مأموران نظمیه با فرماندهی « درگاهی » رئیس شهربانی به خانه مدرس ریختند و آن بزرگوار را توقیف و در همان شب به دامغان بردند و از آنجا او را به شهر خواف در خراسان تبعید کردند. زندگی مدرس در خواف سخت و دشوار بود . در نامه ای که از خواف به طور پنهانی برای یکی از دوستان خود فرستاد ، نوشت :«حتی از نظر نان هم در مضیقه هستم و برای خفتن حتی لحافی هم ندارم» مدرس در اواخر اقامت خود در خواف به سختی ناتوان و ضعیف شده بود . بینایی یکی از چشمانش را از دست داده بود و پشتش خمیده و دردمند شده بود . با این حال مدرس زندگی سخت دوران تبعید را به سازش با ستمکاران ترجیح میداد . در مدت اقامت او در خواف رضاشاه دو بار سپهبد امان ا... جهانبانی را به دیدن او فرستاد و به او پیغام داد که اگر از سیاست دست بردارد و فقط به مسایل مذهبی بپردازد اورا آزاد خواهد کرد . رضاشاه پیشنهاد کرده بود که مدرس سرپرست آستان قدس و حرم امام رضا(ع) شود و یا به عراق برود و آنجا بقیه عمرش را به عبادت و تحصیل علم بپردازد . مدرس در هر 2 بار به سپهبد جهانبانی گفت :«به رضا خان بگویید :اگر من از تبعیدگاه خارج شوم باز همان حسن هستم و شما نیز همان رضا. من تا آخر عمر خود با شما مخالفت خواهم کرد»
منبع: www.shahidmodarres.com
برچسبها: ادامه مطلب هفتاد و هفتمین سالروز شهادت آیت الله مدرس (ره) تسلیت باد.
قبر من هر کجا باشد زیارتگاه مردم خواهد شد.
منبع: www.shahidmodarres.com موضوعات مرتبط: نوا و نما، ، برچسبها: حضرت امام حسین (ع) میفرمایند: گواهی میدهم که من از راه تکبر و خودخواهی و یا به قصد فساد و ستمگری بر ضد حکومت بنیامیه قیام نکردهام. خروج و قیام من تنها برای اصلاح طلبی در امت جدم است. اراده امر به معروف و نهی از منکر دارم و میخواهم به روش جدم و پدرم علیبن ابیطالب (ع) رفتار کنم. هر کس از راه حق و حقیقت مرا پذیرفت، طرف حسابش حق متعال است، و هر کس که قیام مرا مردود دانست، من در راه هدف خود ثابت قدم و شکیبا هستم، تا این که خداوند میان من و این ملت به حق و حقیقت قضاوت فرماید، که او بهترین قاضیان است.
بحارالانوار، ج 44، ص 329 موضوعات مرتبط: احادیث و روایات، ، برچسبها: |
|
[ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |